|
آخرین پناه
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم ...
یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱ :: ٥:٠۳ ق.ظ :: نويسنده : حامد مطلب زیر را در وبلاگ ماء معین دیدم و گفتم حتما باید در این وبلاگ هم آوردهشود:
همیشه دعایمان خطاب به امامان و سرورانمان این است: بابی انتم و امی و نفسی و مالی و ولدی..... مستجاب الدعوة شد مادر و پدر و همسر و پسرش در راه زیارت ارباب شهید شدند دو پسر دیگرش هم زخمی.... سر قلبش چه آمد... .. .. بماند... لعن الله اعدائک یا امیرالمومنین موضوع مطلب : کربلا / شهادت / ظلم علیه شیعیان دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ :: ٩:٠٦ ب.ظ :: نويسنده : حامد یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده بودن مشهد چند روزی خونمون موندنو کارایی که مشهد داشتنو انجام دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و حدودا ساعت ۱۱ صبح بود که زدن به جاده و رفتن. بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت حدودا ۵۰ کیلومتر از شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران میرسیم منم بهش گفتم همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم. گفت چه کار مهمیه مگه؟ گفتم خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم، گفت خب تلفنی بگو اخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم. منم گفتم نه نمیشه همین الان برگرد گفت خب بعدا بگو منم پامو کرده بودم توی یه کفشو میگفتم نه نمیشه باید برگردی اون بیچاره هم توی اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد. خونمون وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ بهش بگم و منم با همه وجودم بهش گفتم دوستت دارم. ولی نمیدونم چرا مثل دیوونهها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت: همین؟ منم گفتم: آره! گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفتهبودی؟ گفتم خب الان رسمیتر گفتم دیگه! خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوستدارم. خانوادش که می خواستن منو خفهکنن ولی باور کنید، دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم. واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده، نظر شما چیه؟ آره اگه حقیقت و بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمیکنه که من این دوستم و خانوادشو را توی این گرما اذیت کنم تا فقط بهش بگم دوستت دارم. پس چطور حرف اهل سنت رو باور کنیم که میگن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم ۱۲۰ هزار نفر رو توی صحرا و زیر نور افتاب سه روز نگهداشت و آخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟ و علی أبن أبی طالب دوست من است !!!!! من که عقلم قبول نمی کنه.
موضوع مطلب : پیامبر اکرم / غدیرخم / امام علی / اثبات حقانیت شیعه شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠ :: ۱۱:٤۳ ب.ظ :: نويسنده : حامد کیم که با تو کنم گفتگو عزیز دلم غلامرضا سازگار موضوع مطلب : حضرت مهدی / شعر مذهبی / انتظار / نوشته ادبی یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ :: ٧:٥۱ ب.ظ :: نويسنده : ابوتراب مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم مسئلهای که فعلاً مهم است این است، آنچه واقعاً مورد تأثر است و باید مؤمنین به یکدیگر برسانند این قضیه است، ظلمی که الان در «بحرین» میشود، و نه تنها شیعه، مسلمانان بحرین، در این هجومی که از دول بیگانه بر سر یک ملت بی پناه آوردهاند، آسایش برای مسلمان باقی نمیگذارد، مصیبت قابل گفتن نیست. مصیبت این است، یک عده مسلمان، یک عده مؤمن کشته میشوند به دست یهود و نصاری. چون حرفهای ما همه برهانی است، هر کلمهای که ما میگوییم حجت داریم، و آن کلمه قابل تغییر نیست، ممکن است کسی بگوید آنهائی که آمدهاند از آن دول مسلمانند، چه جور شما میگویید یهود و نصاری مردم بحرین را میکشند، این قضیه برهانی است. ادامه مطلب ... موضوع مطلب : آقای وحید خراسانی / اثبات حقانیت شیعه / درس تفسیر / ظلم علیه شیعیان یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ :: ۱٢:۱٥ ق.ظ :: نويسنده : حامد در جریان اختلافاتی که پس از شهادت پیامبر اکرم * (ص) اتّفاق افتاد، طبق روایتی که از شخص خلیفهی دوّم (که لعنت خدا بر او و پیروانش باد) نیز روایت شدهاست: تذکرة الحفاظ - الذهبی - جلد ١ - صفحه ٨٧: قال عطاء بن السائب عن الشعبی: ما اختلفت أمة بعد نبیها الا ظهر أهل باطلها على أهل حقها المعجم الأوسط - الطبرانی - جلد ٧ - صفحه ٣٧٠: حدثنا محمد بن یعقوب ثنا إسحاق بن الضیف نا منصور بن أبی نویرة (٢) نا أبو بکر بن عیاش عن موسى بن عبیدة عن عبد الله بن دینار عن ابن عمر قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم ما اختلفت أمة بعد نبیها إلا ظهر أهل باطلها على أهل حقها * شهادت یا رحلت پیامبر اسلام: بررسی کیفیک شهادت پیامبر اکرم (ص) موضوع مطلب : اثبات حقانیت شیعه / امامت / تحریف / عمر بن خطاب درباره وبلاگ در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم ... آرشيو وبلاگ مطالب اخير پيوندها |
|